ایلیاایلیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره

ایلیا قند عسل طلای مامان

تابستون سال 93

1393/6/5 10:49
نویسنده : حنانه
826 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر عزیز دوردونم

 مامان بدی شدم  وبلاگتو اپ نمیکنم  امروز اگه خدا بخواد میخوام واست مطلب بزارم

هرچی ازت تعریف کنم خیلی کمه ماشالله هرچه زمان میگذره بزرگتر با نمکتر وشیرین تر میشیبوس

امسال ماه رمضون شکر خدا با اینکه هوا خیلی گرم بود تشنگی ادمو کلافه میکرد درعوض شما پسر خوبی بودی اصلا اذیتم نکردی  تونستم کل یه ماه روزه باشم محبت

شب های قدر  تو روستا مامان اینا  همراه با  حانیه ومحیا  تا سحر بیدار بودی الهی مامان قربونت بشهبغل

 از روز عید فطر هم تعطیلات تابستونی مامان شروع شد روز عید فطر خونه بابا بزرگی بودیم فرداعید فطر صبح زود ساعت 4 صبح حرکت کردیم به سمت شمال خونه دایی اینا با اینکه تا منجیل ترافیک نبود ولی  تو منجیل ترافیکی بود عجیب سه ساعت تو ترافیک بودیم خدا روشکر هوا خنک بود شما هم پسر خوبی بودی تا اینکه ساعت 2 رسیدیم خونه دایی اینا خندونک

 سه شب اونجا بودیم رفتیم دریای حاجی بکنده حسابی ابتنی کردی هوا هم عالی بود  خوش گذشت خونه امیر محمد وحامد جون بعد هم با خاله ودای ولی ایناقرار گذاشتیم بریم به سمت  اردبیل وسرعینبوس

تو پست بعدی مسافرت به اردبیل

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

شراره
13 شهریور 93 18:54
همیشه ب گردش ایلیا جون امیدوارم بهت حسابی خوش گذشته باشه ممنون خاله شراره جونم